كمال مصطفى شاكر ( مترجم : فاطمه مشايخ )
8
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى )
اين آيه در مقام انذار و تهديد كفّار است تا بدانند كه آسمان و زمين خدا آنها را از هرسو احاطه كرده و هيچ راه گريزى ندارند ، چون آسمان و زمين مسخّر و مطيع امر الهى هستند و اگر خدا بخواهد هر آينه زمين آنها را فرو برده و هلاك مىكند و يا قطعهاى از آسمان بر سرشان فرو مىبارد و بواسطهء تكذيبشان آنها را هلاك مىسازد ، پس چرا از تكذيب و استهزاء دست برنمىدارند ؟ ! چون هر آينه در آنچه گفته شد ، براى هر بندهاى كه بخواهد با طاعت و توبه بسوى پروردگارش بازگردد نشانه عبرتى وجود دارد و اينها كه به آيات ما بىاعتنايى و جسارت مىكنند ، فقط به اين جهت است كه مغرور و متكبّرند و روحيهء اطاعت و توبه و تسليم بسوى خدا را ندارند . [ آيهء ( 21 - 10 ) اشاره به نعمات داود و سليمان و ماجراى قوم سباء ] ( 10 ) ( وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ ) : ( و به تحقيق داوود را از جانب خود فضلى داديم و گفتيم : اى كوهها و اى مرغان با او همصدا شويد و آهن را نيز براى او نرم كرديم ) فضل يعنى ( عطيّه ) و ( تأويب ) به معناى برگشتن است كه در اينجا به معناى انعكاس صوت در امر تسبيح مىباشد . مىفرمايد : ما به داوود فضل و عنايتى نموديم و آن اين بود كه با خطاب تكوينى خود كوهها و پرندگان را مسخّر او ساختيم به گونهاى كه وقتى داوود به تسبيح خدا مشغول مىشد كوهها و مرغان با او همصدا مىشدند . « 1 » و نيز آهن را براى او نرم نموديم ، يعنى آهن با همهء صلابت و سختى بواسطه فيض الهى در دست داوود نرم و انعطاف پذير بود . ( 11 ) ( أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) : ( و به او گفتيم كه زره بباف و سيمهاى آن را به يك اندازه ببر و عمل شايسته نما كه همانا من به آنچه مىكنيد بينايم )
--> ( 1 ) . فخر رازى در جلد 25 تفسير خود آن را به معناى اين دانسته كه داوود هر جا مىرفت پرندگان و كوهها بدنبال او به راه مىافتادند .